جستجو
فارسی
 

همواره به استاد احترام بگذارید، قسمت ۵ از ۵

جزئیات
بیشتر بخوانید
او میدانست که خانواده ای در پایین کوه ضیافتی برپا کرده اند و همه می توانند بروند و غذا بخورند. او می خواست برود و غذا بیاورد. استادش نمی خواست کهبرود. استاد چند میوه وحشی، میوه های بزرگ و کوچک چید و در جنگل کوهستانی خورد. اما شاگرد به آن مکان [برای ضیافت] رفت. یادتان آمد؟ (بله، به یاد داریم.) ضیافتی بود که توسط یک خانواده ثروتمند برای جشن تولد یک نوزاد برگزار شده بود. جشن بزرگی بود.
بیشتر تماشا کنید
همه قسمت‌ها (5/5)
1
میان استاد و شاگردان
2023-01-26
5625 نظرات
2
میان استاد و شاگردان
2023-01-27
4215 نظرات
3
میان استاد و شاگردان
2023-01-28
4863 نظرات
4
میان استاد و شاگردان
2023-01-29
4377 نظرات
5
میان استاد و شاگردان
2023-01-30
4301 نظرات